المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

528

مروج الذهب ( فارسى )

كند و روش مستقيم پيش گيرد و از حقيقت اشيا چنان كه هست خبر دهد و گاه باشد كه نفس انسان قوت گيرد و بوسيله آن پيش از وقوع از حوادث غيبى اطلاع يابد . بزرگان يونان چنين كسان را « روحانى » عنوان ميدادند و ميگفتند وقتى نفس رشد كند و بزرگترين قسمت انسان شود بدايع و اخبار مكتوم را كشف كند و در اين مورد چنين استدلال كرده‌اند كه وقتى فكر انسان نيرومند شود و نيروى نفسانى و ذهنى او قوت گيرد پيش از وقوع درباره حادثه بينديشد و كيفيت آن را بداند و وقوع آن چنان باشد كه تصور كرده است نفس نيز چنين است و وقتى مهذب شد رؤياى وى درست است و در عالم واقع موجود است . كسان درباره رؤيا و سبب و چگونگى وقوع آن اختلاف كرده‌اند گروهى گفته‌اند نفس بهنگام خواب از امور ظاهر غافل مىشود و به مطالعه حوادث باطنى ميپردازد . خواب برد و نوع است يكى خواب معين و مشخص كه معانى خاص را در نفس پديد مياورد كه به تعبير و تشخيص آن قادر است و در اين حال از استعمال قواى ظاهر و قواى باطنى كه از حوادث پنجگانه مايه ميگيرد باز ميماند و ادراك حواس متوقف مىشود و كار خود را به مدرك اصلى يعنى روح واميگذارد زيرا روح آن را به كار نگرفته است و چون اين گونه خواب زود بسر ميرسد آن را خواب عرضى گويند زيرا اين خواب كامل نيست كه كودكان و پيرزنان و پير مردان فرتوت فارغ از بيم و اميد دارند و خواب شبانه نيز چنين است نوع ديگر خواب همان خواب عمومى و كامل است كه كودكان و پيران و همه حيوانات مفكر و غير مفكر دارند و مقتضاى خلقت و طبيعت است چنان كه بوقت حاجت گرسنگى پديد ميايد زيرا بنزد اهل صناعت طب علت گرسنگى اينست كه كبد اعلام ميدارد كه از كار غذا فراغت يافته است . بعضى ديگر گفته‌اند كه نفس تصوير اشياء را به دو صورت ادراك مىكند يكى باحساس و ديگر به تفكر مثلا نفس تصوير چيز محسوس را در خود آن درك مىكند